آشنایی با پروژه هزاران درنا گاهی در فضای تبلیغات و بازاریابی اتفاقات خوشایندی رخ می دهد که فارغ از بحث اعداد و ارقام درخور تحسین و تقدیر است. پروژه ای که در ادامه معرفی خواهد شد و البته انعکاس آن توسط سرکار خانم یاسمن کریم پور  از این دست اتفاقات است. بنابراین تصمیم گرفتیم تا این نوشته را که در وب سایت وزین کافه بازاریابی منتشر شده است خارج از نوبت باز نشر کنیم تا این حرکت شایسته را ارج نهیم.
 علیجاه شهربانویی مدیر عامل آژانس تبلیغاتی سان
عضو هیات علمی و مدرس دپارتمان تبلیغات مدرسه کسب و کار بن ژیوار

با عضویت در کانال تخصصی تبلیغات و برندینگ ، مطالب این وب سایت را بر روی تلفن های همراه خود دریافت نمایید. مد من، قسمت ششم، خوب، بد، زشت در استرلینگ کوپر! Banner مد من مد من ، قسمت هفتم خوب، بد، زشت در استرلینگ کوپر! Banner برند برند | برندسازی | تعاریف مربوطه Banner پی اچ دی پی اچ دی متخصصِ رسانه های تبلیغاتی Banner بازل بازل ، ستاره ای که در اوماها خاموش شد. Banner هویت سازمانی کتابچه راهنمای هویت سازمانی Banner اسپانسر اسپانسر تیم های فوتبال برنده یا بازنده ؟ Banner بازاریابی گردشگری بازاریابی گردشگری Banner هزاران درنا آشنایی با پروژه هزاران درنا Banner

.

۲۰۱۶-۰۵-۲۴_۱۹-۴۴-۵۷ هزاران درنا آشنایی با پروژه هزاران درنا 2016 05 24 19 44 57

آشنایی با پروژه هزاران درنا

یاسمن کریم پور: همیشه اعتقاد داشته‌ام که “امید” یکی از مهم‌ترین موهبت‌های زندگی است. شاید این روزها به لطف شبکه‌های اجتماعی و کتاب‌های بی‌شماری که درباره مثبت‌اندیشی نوشته می‌شوند، صحبت دوباره از “امیدواری” و “نگاه مثبت به آینده” تکراری به نظر برسد و حتی شاید شما که مخاطب کافه بازاریابی هستید، آن را با بحث‌های کسب‌وکاری و متعارف دنیای بازاریابی بی‌ارتباط بیابید.
اما امروز من قصد دارم در این یادداشت “بازاریابی پزشکی“ به این موضوع مهم بپردازم و نقش بازاریابی را به عنوان یک اتفاق انسانی و ارزشمند در شکل‌گیری این موهبت پررنگ کنم. مصرانه معتقدم که این موضوع آن‌قدر در ثانیه‌های پردغدغه زندگی امروزی ما با اهمیت است و آن‌قدر توسط ما کم فهمیده شده که هر اندازه هم درباره‌اش حرف بزنیم یا بنویسیم باز هم کفایت نمی‌کند… من با شما از دنیای دردها و بیماری‌ها حرف می‌زنم … دنیایی که همان‌قدر که نوشتن از آن دشوار است، تصورش نیز ذهن را آشفته می‌کند … واضح است که همه ما به دنبال شادی و سلامتی هستیم اما گاهی نمی‌دانیم که این‌ها چقدر به ما نزدیک‌اند و داشتن‌ یا خلق کردنشان می‌تواند آن‌قدرها هم دشوار نباشد.

اگر امید واقعیتی انکارناپذیر از زندگی ماست، وجود بیماری‌های سخت، مکان‌های ناخوشایندی مثل بیمارستان و درمان‌های طولانی هم روی دیگر سکه‌اند. روزانه تعداد زیادی از مردم به خاطر بیماری به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند. وقتی بیمار کودکان باشند و به طور خاص در ارتباط با بیماری‌هایی مانند “سرطان” اوضاع بسیار دردناک‌تر است. زنده‌نگه‌داشتن شعله امید برای کودک بیمار و پدر و مادری که از نزدیک شاهد چنین رنج بزرگی هستند، کار بسیار سختی است. به تمام این‌ها فضای پردرد بیمارستان، هزینه‌های درمان، رفت‌وآمدهای اجتناب‌ناپذیر و تمام فشار روانی را اضافه کنید که بیمار کوچک و خانواده‌اش باید تحمل کنند. حرف زدن از “امیدواری به زندگی” در چنین شرایطی شاید کمی دور از ذهن به نظر برسد.
در شهرمان، تهران، اتفاقی در حال رخ دادن است! گروهی از افراد جوان طرحی را آغاز کرده‌اند تا کمی از وسعت این دردها بکاهند. آن‌ها کار بزرگی نمی‌کنند و شاید بهتر است بگویم کار کوچکی می‌کنند که بی‌نهایت بزرگ است. آن‌ها می‌دانند که در شرایط تکان‌دهنده‌ای مثل بیماری سخت برای یک کودک، مهم‌ترین چیز از دست‌ندادن “روحیه و امیدواری” است. امید معجزه می‌کند و آغازگران پروژه “هزاران درنا“ این را خوب فهمیده‌اند و برای همین دست به کار شده‌اند تا برای زیباتر کردن بخش کودکان بیمارستان‌ها کاری انجام دهند.

۲۰۱۶-۰۵-۲۴_۱۹-۴۵-۱۹ هزاران درنا آشنایی با پروژه هزاران درنا 2016 05 24 19 45 19

آشنایی با پروژه هزاران درنا

نام پروژه هزاران درنا از کتاب “ساداکو و هزار درنای کاغذی” ایده گرفته شده است. شاید شما هم مثل من این کتاب را در دوران کودکی خوانده باشید. ساداکو داستانی واقعی درباره دختربچه‌ای‌ست که تحت‌تاثیر تشعشعات بمباران اتمی هیروشیما به سرطان خون مبتلا شده است. او در تمام مدتی که در بیمارستان بستری است، آرزو می‌کند که دوباره سلامتی‌اش را به دست بیاورد. به همین دلیل شروع به ساختن هزار درنای کاغذی می‌کند… چون افسانه‌ای را شنیده که هر کس هزار درنا بسازد به آرزویش می‌رسد.
آرزوی ساداکو اگرچه به حقیقت نپیوست، اما پیام امیدواری او از سال‌های دور به گوش تمام مردم دنیا رسید و امروز همین جا و در شهر ماست. این پروژه از زمستان سال گذشته آغاز شده و اولین هزار درنا در پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ که همزمان با روز جهانی سرطان است در بخش کودکان بیمارستان مفید نصب شدند.

۲۰۱۶-۰۵-۲۴_۱۹-۴۶-۰۰ هزاران درنا آشنایی با پروژه هزاران درنا 2016 05 24 19 46 00

آشنایی با پروژه هزاران درنا

این اقدام ارزشمند و بامعنا تا امروز چندین بار تکرار شده و چندین بیمارستان و مرکز درمانی مثل انجمن بیماران هموفیلی ایران هم در فروردین ماه امسال با درناهای کاغذی به مکان‌های زیباتر، بانشاط‌تر و امیدبخش‌تری تبدیل شده‌اند. دوستان هزار درنایی برای ساخت درناها که اغلب با کاغذ اوریگامی ساخته می‌شوند، در شهرهای کتاب و فرهنگسراها دور هم جمع می‌شوند. به عقیده من تجربه ساخت درناهای کاغذی در کنار هم و انرژی و شوری که چنین کاری ایجاد می‌کند را چیزی جز “آفرینش امید” نمی‌توان نام‌گذاری کرد.
به دنیای بازاریابی که برگردیم کاری که “پروژه هزاران درنا” برای زیباسازی فضای بیمارستان‌ها انجام می‌دهد در مقوله “روابط عمومی” جای می‌گیرد. دوستان‌مان در این پرو‌ژه از فضای مجازی و رسانه‌های بسیار متداولی مثل اینستاگرام و کانال تلگرام بهره گرفته‌اند. آن‌ها تلاش کرده‌اند تا با الهام گرفتن از رنگ‌های کاغذ ارویگامی برای خودشان یک هویت بصری و لوگو  نیز خلق کنند.
با این حال کانال تلگرام این پروژه تنها ۲۱۸ عضو دارد و حساب اینستاگرام آن را هم تا این لحظه ۲۴۴ نفر دنبال می‌کنند.  به نظر می‌رسد با توجه به زمان تقریبا مناسبی که از شروع پروژه گذشته باید حرکت‌های بهتری برای جلب حمایت افراد علاقمند صورت گرفته باشد، که ظاهرا چنین نشده!  اگر در گوگل به دنبال هزاران درنا بگردید، می‌توانید برخی سایت‌های خبری را پیدا کنید که به معرفی این پروژه پرداخته‌اند.
آنچه در حال حاضر مهم به نظر می‌رسد فعالیت‌های روابط عمومی بیشتر و عمیق‌تر برای نزدیک‌شدن هر چه بیشتر به مخاطبان این پروژه است. مخاطبانی که می‌توانند از هر گروه، سن یا طبقه‌ای باشند و فضای مجازی تنها یکی از راه‌های در دسترس برای پیدا کردن آنهاست.
پروژه هزاران درنا شاید کوچک به نظر برسد، اما آنچه ما باید درک کنیم این است که امیدواری همیشه محصول کارهای بزرگ و چشم‌گیر نیست و گاهی از به هم چسباندن همین تکه‌های کوچک شادمانی ساخته می‌شود. سلامتی، آرزوی تمام کودکانی است که در معرض این حرکت انسانی قرار می‌گیرند. شاید برخی از آن‌ها نیز مثل ساداکو به آرزویشان نرسند، اما آنچه اهمیت دارد زندگی‌کردن با امید تا آخرین لحظه است.
اگر بازاریابی یک فلسفه باشد و اگر آن را خوب درک کرده باشیم … می‌توانیم بفهمیم که تمام آنچه بازاریابی قصد دارد برای ما انجام دهد، بهتر کردن دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم. به همین دلیل اعتقاد دارم که پروژه هزاران درنا به صورت تمام قد با بازاریابی پیوند خورده و بیش از این‌ها شایسته شناخته‌شدن، ایجاد همهمه و تمام چیزهایی است که به آن در رسیدن به هدفش کمک می‌کند.
شما چه فکر می‌کنید؟
به نظر شما جای چه اقدامات بازاریابی در پروژه هزاران درنا خالی‌ست و از چه طریق می‌توان افراد بیشتری را با آن آشنا کرد؟
پی‌نوشت: از دوست عزیزم، سرکار خانم بیدگلی بابت ارائه ایده این مطلب و اطلاعات ارزشمندی که در مورد پروژه هزاران درنا در اختیار من گذاشتند، بی‌نهایت سپاسگزارم و برای ایشان آرزوی سلامتی و موفقیت می‌کنم.

آشنایی با پروژه هزاران درنا

در این زمینه بیشتر مطالعه بفرمایید:

ثبت نام در مدرسه کسب و کار بن ژیوار

.

لطفا تنها نام و ایمیل خود را وارکنید. تا بسادگی اخبار و تازه های این وبسایت را در ایمیل خود مشاهده کنید.